الفيض الكاشاني
15
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سخن بگويد . مقصود ما اين است كه هر گاه در اين كتاب قلب را به كار ببريم اين لطيفهء ربّانى را اراده مىكنيم و هدفمان بيان حقيقت ذات آن لطيفه نيست ، بلكه بيان اوصاف و احوال آن است ، علم به امور محسوس ، به شناخت اوصاف و احوال آن لطيفه نيازمند است و به بيان حقيقت آن نيازى ندارد . دومين لفظ ، روح است ( 1 ) كه آن نيز در آنچه به هدف ما ارتباط دارد به دو معنى به كار مىرود : 1 - يكى به معناى جسمى لطيف مىباشد كه سرچشمهاش بخش تو خالى قلب جسمانى است و به وسيلهء رگهاى زننده ( زنده و فعّال ) در ديگر اجزاى بدن پخش مىشود . روان شدن آن در بدن و پخش شدن انوار زندگى ، احساس ، شنوايى ، بينايى ، بويايى ، از بخش ميان تهى قلب به اعضاى بدن شبيه پخش شدن نور از چراغى است كه در گوشههاى خانه حركت داده مىشود و به هر قسمتى از خانه كه برسد آن را روشن مىكند . بنا بر اين زندگى همانند نورى است كه بر ديوارهاى خانه مىتابد ، و روح همانند چراغ است . جريان روح و حركت آن در درون انسان همانند حركت چراغ به وسيلهء محّرك در اطراف خانه است . پزشكان هنگامى كه لفظ « روح » را به كار مىبرند مقصودشان همين معناست . روح به اين معنى بخارى است لطيف كه حرارت قلب آن را مىپزد و شرح آن هدف ما نيست ، زيرا غرض پزشكانى كه بيمارى را درمان مىكنند به آن تعلق مىگيرد ، امّا غرض پزشكان دين كه دلها را درمان مىكنند ( پزشكان روح انسانى مانند انبيا و اولياء ) تا به جوار رحمت پروردگار عالميان هدايت شود ، هرگز به شرح اين روح ( روح حيوانى ) مربوط نمىشود . 2 - دوّمين معناى روح ، همان لطيفهء ( طرفه موجود ) ربّانى انسان است كه دانا و درك كننده است ، و ما در يكى از دو معناى قلب آن را شرح داديم و همان است كه خداى متعال در گفتار خود آن را اراده فرموده است : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي « 3 » روح امرى است شگفتآور و منسوب به
--> ( 3 ) اسراء / 85 : از تو دربارهء روح سؤال مىكنند ، بگو روح از فرمان پروردگار من است .